انسان در درون خود که فکر میکند بخشی از این تفکر در متن مغز انجام میشود و با برونداد آن فرق میکند. این یک مساله علمی اثبات شده در مغز است. در مغز رشتههای عصبی هستند که به زبان مادری مفهومسازی میکنند. آنچه از این مفهومسازی بیرون میآید، برونداد آن است نه خود آن. اگر این برونداد بخواهد به زبان دیگری ترجمه شود، با آنچه در ساختار مغز جریان داشته بسیار متفاوت میشود. اینجاست که کسی که زبان مادری خود را نمیتواند، بنویسد، در واقع بخش بزرگی از انفعالات مغزی و ذهنی خود را نمیتواند به هیچ عنوان ارائه کند. وقتی میخواهم درون خودم با خودم مساله را حل کنم و هیجانات خود را ابراز کنم و بتوانم این هیجانات را ارائه کنم، به زبان مادری نیاز دارم. وقتی زبان مادری را یاد نگرفتهام، عمقیترین فرآیند عاطفی و هیجانی خود را از دست میدهم. انسان موجود هیجانیای است. اگر هیجان را از انسان بگیریم، دچار بیماری میشود. آموزش زبان دوم بدون آموزش زبان مادری، آسیب به مغز وارد میکند. زبان مادری با هیجانات اصیل ما سر و کار دارد یعنی آغازگر هیجان انسان است.
